عطا ملك جوينى
88
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ميزى « 1 » و فرقى « 2 » باشد و اولاغ نشستن خود از جادّهء معدلت نيك بر كرانه است هم بدان سبب رعايا را زحمت ندهند « 3 » ، و چون ايشان پيوسته بكسب خود مشغولاند هركس در موضعى كه در شمار آمده باشد آنچ نصيب او باشد از مؤن با زيردستان متساوى باشد و بريشان تطاول و تفوّق نجويد ، و گروهى آنند « 4 » كه متاع آوردهاند تا با خزانهء پادشاه معاملت كنند و اين جمع نيز چند صنفاند بعضى جواهر را قيمت كنند و طايفهء جامه را « 5 » و چندكس حيوانات را و « 6 » برين قياس ، و قومى آن باشند « 7 » كه جامهائى كه در « 8 » ممالك مقرّرست ايشان باز خواهند و محافظت نمايند ، و جمعى فرويّات « 9 » و دو سهء نقود را از زر و نقره ، و همچنين جداجدا جهت التمغا زدن و پايزه دادن و زرّادخانه ، و خيلى « 10 »
--> باشند ، و احتمال دارد كه فاعل « نگيرند » بازرگانان باشد يعنى بازرگانان ديگر از ديوان پايزه نگيرند ، ( 1 ) كذا فى آ ، ه : ميرى ، ح : مبرى ، ب ( باصلاح جديد ) ز : تميزى ، د : تميزى ؟ ؟ ؟ ، ج : مرتبتى ، ( 2 ) آ ندارد ، ( 3 ) فقرهء معادلهء جامع ص 312 كه صريحتر و روشنتر است اينست : - « و در عهد قاآن معهود بود كه تجّار باولاغ بولايت مغولستان مىآمدند [ منكو قاآن ] انكار فرمود كه بازرگانان جهت كسب اموال تردّد ميكنند بر اولاغ نشستن چه معنى دارد فرمود تا بر چهارپايان خود آمدوشد كنند » ، ( 4 ) كذا فى ز ، ح : و كروهىاند ، آ ب ج : و كروهىاند ، ه : و كروهيند ، د : و كروهى ، - « و گروهى آنند » عطف است بر « قومى آنند كه از خزانه بالش گرفتهاند » در ص 87 س 9 ، و جملهء « و در عهد گذشته پيش از جلوس مبارك » تا اينجا جملهء معترضهء طويلى است بين متعاطفين ، ( 5 ) ح : جامها را ، ( 6 ) آ ج ز اين واو را ندارند ، ح جمله را ندارد ، ( 7 ) آ : باشد ، ج جمله را ندارد ، ( 8 ) كذا فى جميع النّسخ ، و لعلّ الأنسب « بر » ، ( 9 ) كذا فى ج ه ، آ : فرويات ؟ ؟ ؟ ، ب د : فرويات ؟ ؟ ؟ ، ز : مردبات ؟ ؟ ؟ ، ح جمله را ندارد ، - مقصود از « فرويّات » ظاهرا انواع پوستهاى حيوانات است از سنجاب و قاقم و سمور و نحو آن مأخوذ از فرو يا فروهء عربى با اضافهء ياء نسبت و جمع بالف و تاء ، و فرويّات بدين هيئت در كتب لغت به نظر نرسيد ، ( 10 ) ب ز : حيلى ؟ ؟ ؟ ،